برگشت به سیگار زیر سه ماه، از باور نکردن این نکته میآید که آن زندان ساختگی بود. برگشت بعد از یک یا چند سال یعنی ترک سیگار را در پازل زندگی دلخواهتان برای آینده تثبیت نکردهاید.
ترک سیگار شما به اندازهای که در زندگی به آن ارجاع و اعتبار میدهید تثبیت میشود. بنابراین اگر تا به حال ترک طولانیمدت نداشتهاید، با در نظر گرفتن این موارد، نقطهضعفهای احتمالی را برطرف کنید و آماده بشوید.
در برگشت زیر سه ماه، این انگاره که «خیالم راحت شد، پس میتوانم هر وقت بخواهم ترک کنم» شما را قلقلک میدهد. یعنی وقتی یکی دو ماه میگذرد، انگار خیالتان راحت میشود که در زندان سیگار نبودهاید و آزادیتان دست خودتان است.
پس حالا باز سیگار میکشید. و شما، که حالا انگار قدرت و کنترل را دست خودتان میبینید، با این شیوه سیگار را دوباره به زندگیتان راه میدهید.
مسأله فقط نگرانی از دست رفتن قدرت بود
مسأله این است: شما فقط نگران قدرتتان بودید. نگران حس کنترلی که از دست رفته بود. همین.
پس اگر در چنین وضعیتی بودهاید، یعنی بین یک تا سه ماه اول به سمت سیگار برگشتهاید، کمی تمرکزتان را روی «ماهیت سیگار» قرار بدهید. چون این یکی دیگر لزوما فقط ربطی به زمان ندارد.
تصویر روشن آینده در برابر ماهیت سیگار
کافی است تصویر روشن آیندهی خودتان را در برابر ماهیت تعارضبرانگیز سیگار قرار بدهید. دیگر پرندهی ارادهی شما از بال زدن نمیافتد.
برگشت بعد از سالها، جای خالی ترک در پازل آینده
فقط یک سهلانگاری انجام شده است
همه چیز را در بهترین شکل پیش برده بودید. چه روزهای خوبی بود بدون سیگار. همه چیز روی ریل خودش افتاده بود، اما یک سهلانگاری انجام شده است.
و آن سهلانگاری این است: ترک سیگار را در پازل زندگی دلخواهتان برای آینده تثبیت نکرده بودید. رنگ باخته بود.
آفتاب این زندگی در حال گذر، در طول یکی دو سال، آن دستخط زیبایی را که برای آیندهتان نوشته بودید کمرنگ کرده است. فراموش کرده بودید که احتیاج به تثبیت نقش ترک سیگار در پازل زندگی پیش رویتان دارید.
قصهای که بشود برای فرزند و نوهها تعریف کرد
شاید در این مدت، از احساسی که ترک سیگار به شما داد، برای تقویت اعتقادی که به رشد و پیشروی داشتید چندان استفاده نکردید. همه چیز خوب پیش رفته بود، اما نه به آن خوبی که ترک سیگارتان را تبدیل به یک قصهی بزرگ کنید.
قصهای که حتی بشود برای فرزند و نوههایتان هم تعریف کرد. قصهای که همیشه در زندگیتان قابل ارجاع باشد.
رضایتنامهای که با یک نخ امضا میشود
بحث بر سر استوانهی کاغذی مشتعل نیست
بحث بر سر آن استوانهی کاغذی مشتعل نیست. بحث، ماهیت مجوزی است که به خودتان میدهید.
وقتی حتی سالی یک نخ هم بکشید، یعنی یک رضایتنامهی امضاشده در ذهنتان نوشتهاید. مسأله آن است.
این مجوز هر جا بخواهد استفاده میشود
این مجوز در طول زندگی میتواند هر جا بخواهد، به شکلهای مختلف مورد استفاده قرار بگیرد. بنابراین سؤال درست این است: چه نیازی هست در ویلای پدربزرگ سیگار بکشید؟
محک زدن خودت، راه پنهان برگشت
به هر دوی اینها نگویید ترک سیگار
یک وقتی هست میخواهید خودتان را بدون سیگار محک بزنید. یک وقتی هست نه، دیگر تصمیم قطعی گرفتهاید که بدون سیگار برای همیشه زندگی کنید.
این دو مضمون با هم فرق دارند. اما ما عادت داریم به هر دویشان میگوییم ترک سیگار.
شما این حق را دارید که در یک پروسهی منظم از خودتان بازخورد بگیرید و خودتان را محک بزنید. دفعهی قبل یک هفته توانستم سیگار نکشم، این بار بیشتر میتوانم.
دفعهی قبل یک جا عصبانی شدم و در محل کار سیگار کشیدم، این بار میتوانم آن مرحله را رد کنم. اینها محک زدن است.
برای نقاط برگشتپذیرت هنوز کاری نکردهای
در محک زدن، هنوز یک جایی نقطهی پایانتان را مشخص نکردهاید. و برای نقاط آسیبپذیر و برگشتخور ترک سیگار هنوز کاری نکردهاید.
باید به چند ترک سیگار کوچک و هدفمند و برنامهریزیشده قائل باشید. در نهایت یک جا میگویید ترک سیگار هم شکست خورد.
اکثر شما دارید خودتان را محک میزنید. بعد میگویید ترک سیگار را بیست بار انجام دادم و شکست خوردم.
چند بار خودتان را محک زدهاید و رکورد زدهاید؟ این کاملا طبیعی است که خودتان را محک بزنید و رکورد بزنید، تا تمام منافذی را که وسوسه از آنها نشتی میدهد پر کنید.
ترکهای کوچک با ترک آخر فرق دارند
قهرهای کوچک تا آن قطع آخری
تفاوت ترکهای کوچک سیگار و آن قلقگیریها و رکوردهایی که میزنیم با ترک آخر، از زاویهی دیگری هم دیده میشود. در یک رابطه، ممکن است کسی با پارتنرش قهر کند: دو روز قهر است، چهار ساعت قهر است، تا آن قطع آخری.
دیدهاید چه شکلی است؟ یک قطعیت و یک حس مطمئن بودن که دیگر بس است.
این بار فرق میکند. دقیقا ترک سیگار هم همینطور است.
وقتی جایش در زندگیات نیست
گاهی از سرفه و خسخس و نفستنگی دلخور میشوید و دو روز سیگار را کنار میگذارید. دو هفته کنار میگذارید.
اما وقتی فهمیده باشید که دیگر جایش در زندگیتان نیست، آنجاست که دیگر به سیگار برنمیگردید. آن فهم، آن لحظه، دقیقا متضمن ترک نهایی شماست.
اینها را نمیگویم که بگوییم پس ترک من واقعی است یا واقعی نیست. برای این است که پذیرای چنین حسی باشید و خودتان را برای یک قهر بزرگ آماده کنید. برای خسته شدن از تمام بهانههای سیگار کشیدن و از تمام دلخوشیهای پوچی که سیگار به آدم میداد.
چرا در همان مرحلهی اول برمیگردند؟
قول مرحلهی اول را رد نکردهای
وقتی به قول مرحلهی اول ترک سیگار میرسند، خیلی از آدمها سریعا برمیگردند. میگویند خواستیم ترک کنیم، نمیشود دیگر.
از آن قول مرحلهی اول جلو نمیروند تا به آن قول آخری برسند که آن حس آزادی همیشگی است. ترک میکنید، ساعت اول عصبی میشوید، وسوسه میشوید، برمیگردید. این قول مرحلهی اول است.
تا از این رد کنید، جریانهای فکری دیگری هست که باید با آنها حل و فصل کنید. و این مسیر بسیار زیباست.
داری یک شطرنج درونی انجام میدهی
ترک سیگار، ترک وینستون و بهمن و مارلبرو نیست. دارید یک شطرنج درونی انجام میدهید. دارید با خودتان روبهرو میشوید، با آن کسی که پشت نخهای سیگار پنهانش میکنید.
سیگار فقط یک استوانهی کاغذی مشتعل نیست. قضیه سیگار نیست، قضیه شمایید و آنچه در درونتان پشت سر سیگار میگذرد.
ترک سیگار هم مثل دست یافتن به هر موفقیت دیگری سلسلهمراتب دارد. به اولین مانع که برخوردید، طبیعی است حس خلأ داشته باشید.
یک بار، دو بار، چند بار نتوانید، اما از دفعهی قبل چیزی یاد بگیرید. احساساتتان رسمیت دارد، برایشان اسم بگذارید و نشانهگذاریشان کنید.
داستان ترکت را طوری پیش ببر که برنگردی
من این نخ را الان چرا دارم میکشم؟
اگر میخواهید در ماجرای ترک سیگار دائم برنگردید سر خانهی اول، سعی کنید داستان ترک سیگارتان را به این شکل پیش ببرید. به ازای هر یک نخ سیگاری که میکشید، تا زمانی که آن را ترک نکردهاید، لازم است یک سؤال از خودتان بپرسید.
من این نخ را الان چرا دارم میکشم؟ یا اگر بعد از آن نخ یادتان افتاد، من چرا این یک نخ را کشیدم، دلیلش چه بود؟ آن دلیل را باید کامل بتوانید تشریح کنید.
مرحلهی یادگیری را باید بگذرانید
بین آسانی و سختی چیزها یک مرحله داریم به اسم مرحلهی یادگیری. اگر میخواهید سختی آسان بشود، این مرحلهی یادگیری را باید بگذرانید.
اگر مدام سر خانهی اول برگردید، یک نخ سیگار میکشید و میخواهید ترکش کنید و دوباره سر خانهی اول میشود. با پرسیدن این سؤالها، مرحلهی یادگیری را در خودتان به وجود بیاورید تا داستان ترکتان ادامهدار شود.