تازه‌نفس
اپلیکیشن تازه‌نفس
دوره‌ها، پادکست‌ها و همراهی روزانه — همیشه همراهت
دانلود
لوگوی تازه‌نفس تازه‌نفس
اندازه‌ی متن:

از بین بردن هوس سیگار، وسوسه و نسخ سیگار در ۲ گام

۱۵ آبان ۱۳۹۹ · ⏱ ۱۲ دقیقه مطالعه · ✍️ حامد سلیمی

ترک سیگار سخت نیست، فقط راهی را که برای ترک امتحان می‌کنید ذهن شما دوست ندارد. برای از بین بردن هوس سیگار، به مهندسی معکوس وابستگی‌هایتان احتیاج دارید.

ترسناک‌ترین فکری که قبل از ترک با خودت حمل می‌کنی این است: اگر سیگار را کنار بگذارم، این وسوسه تا آخر عمر اذیتم می‌کند؟

📖

فهرست مطالب

برای رفتن به هر بخش، روی عنوانش بزن.

  1. این وسوسه قرار نیست تا آخر عمر همین‌طور بماند
  2. وسوسه سیگار در هفته‌های اول
  3. مرور خاطره‌ی بی‌تأثیر
  4. وسوسه سیگار، فقط یک خاطره
  5. تکنیک ساده: نخ بعدی را فقط چند دقیقه عقب بینداز
  6. در حد چند لحظه هم نمی‌توانی عقب بیندازی
  7. اگر بیشتر از دو سه ساعت نمی‌توانی عقب بیندازی
  8. اگر در حد یکی دو روز می‌توانی عقب بیندازی
  9. در مقابل وسوسه سیگار، برای خودتان حق انتخاب ایجاد کنید
  10. یا الان سیگار بکش، یا هیچی
  11. الان بکشم، یا پنج دقیقه دیگر بکشم
  12. احساس توانایی بیشتری می‌کنید
  13. وسوسه یک گفت‌وگوست، وارد مذاکره نشو
  14. وسوسه از درون تو می‌آید
  15. بعضی چیزها اصلاً قابل مذاکره نیست
  16. احساس وسوسه را به جمله تبدیل کن و فیلترزدایی کن
  17. مغلطه‌ی مرجع کاذب
  18. هر بار وسوسه باید ضعیف‌تر شود
  19. محرک سیگار کشیدن، جدا از دلیل سیگار کشیدن
  20. انجماد ذهن در برابر وسوسه‌ی سیگار
  21. حالت انجمادگونه‌ی افکار و مغز
  22. مغز روزبه‌روز فرسوده‌تر می‌شود
  23. مسئولیت انگیزه‌بخشی به لحظات‌تان
  24. چرا ذهن شما دم این پرتگاه می‌رود؟
  25. چه کار کنم ذهنم من را لب پرتگاه نبرد
  26. ده مرحله پیش‌تر، در فکرهایتان
  27. پنج سال است دم پرتگاه نمی‌روم
  28. در صحنه‌های مواجهه با سیگار، با خودهای دیروزتان مواجه می‌شوید
  29. «دودش را خوردی، پس خودش را هم بکش»
  30. «من تازه ترک کرده‌ام»
  31. «اشتباه سوم را دیگر نباید تکرار کرد»
  32. تکنیک تعویق نرم در صف ذهنی
  33. با درخواست سیگار دعوا نکنید
  34. نوبت نیکوتین را به کار پشت سرش بدهید
  35. این تکنیک فقط یک مسکن لحظه‌ای است

این وسوسه قرار نیست تا آخر عمر همین‌طور بماند

وسوسه سیگار تا آخر عمر نمی‌ماند

وسوسه سیگار در هفته‌های اول

در هفته‌های اول، عادتی که در چیدمان زندگی‌ات برای سیگار درست کرده بودی هم اذیتت می‌کند.

مرور خاطره‌ی بی‌تأثیر

بعد از ترک، تا آخر عمر با دیدن سیگار قطعا واکنش خواهید داشت. بی‌تفاوت نمی‌توانید باشید.

اما اگر روی ماهیت این واکنش کار کنید، تبدیل به یک مرور خاطره‌ی بی‌تأثیر می‌شود. چیزی که به شما نمی‌چسبد و تبدیل به وسوسه و هوس سیگار کشیدن نمی‌شود. حتی می‌توانید با دیدن سیگار کشیدن دیگران، تحلیلشان کنید و خیلی راحت بگذرید.

وسوسه سیگار، فقط یک خاطره

اما اگر سیگار را از ریشه ترک کرده باشی، بعد از این دوره، وسوسه شکلش عوض می‌شود. شبیه مرور یک خاطره گذرا می‌شود.

چند سال که از ترکت بگذرد، یک روز باران می‌بارد و یادت می‌آید در همین هوا سیگار می‌کشیدی. این تصویر دیگر تو را به انجام کار تحریک نمی‌کند.

فقط یک خاطره بی‌اثر است. ذهن هنوز یادش هست، ولی آن خاطره دیگر فرمان «روشنش کن» را صادر نمی‌کند.

تکنیک ساده: نخ بعدی را فقط چند دقیقه عقب بینداز

تکنیک عقب انداختن نخ بعدی سیگار

یک بازی ساده با وسوسه همین است که نخ بعدی را چند دقیقه عقب بیندازی. اگر نتوانی، این خودش یک نشانه است.

در حد چند لحظه هم نمی‌توانی عقب بیندازی

اگر نخ بعدی سیگار را در حد چند لحظه هم نمی‌توانی عقب بیندازی، یعنی احتمالا اضطراب در تو بسیار بالاست و سیگار را به خاطر یک خلأ خیلی اذیت‌کننده، قدیمی و حل‌نشده می‌کشی.

مدت‌هاست این‌طور یاد گرفته‌ای که چیزی دردناک را در ذهنت سریعا با سیگار سرپوش بگذاری.

اگر بیشتر از دو سه ساعت نمی‌توانی عقب بیندازی

اگر نخ بعدی سیگار را تا بیشتر از دو سه ساعت نمی‌توانی عقب بیندازی، یعنی احتمالا زندگی بدون سیگار زیاد برایت معنادار و دلخوش‌کننده نیست و معمولا به تناوب دچار احساس پوچی می‌شوی.

به همین خاطر، اگرچه توانایی کوتاه‌مدت تعویق سیگار را داری، اما به خاطر نبودن معنا در روتین زندگی دوباره به آن برمی‌گردی.

اگر در حد یکی دو روز می‌توانی عقب بیندازی

اگر در حد یکی دو روز می‌توانی نخ بعدی سیگار را عقب بیندازی، یعنی توانایی خوبی برای زندگی بدون سیگار در تو وجود دارد، اما دلایلی که برای زندگی بدون آن داری خیلی قوی نیستند.

احتمالا مقاومت در برابر وسوسه را بلدی و اصولا گاهی حتی وسوسه هم نداری، ولی چیزی که در تصوراتت برای ترک سیگار وجود دارد خیلی جذاب نیست. بنابراین نسبت به آن بی‌تفاوت می‌شوی و دوباره با سیگار خو می‌گیری.

و دقیق‌ترین راه ترک همین است: محرمانگی بی‌سروصدای وسوسه‌ها را به آگاهی بیاوری.

در مقابل وسوسه سیگار، برای خودتان حق انتخاب ایجاد کنید

ایجاد حق انتخاب در مقابل وسوسه سیگار

یا الان سیگار بکش، یا هیچی

وسوسه سیگار این شکلی است: یا الان سیگار بکش، یا هیچ. در آن لحظه یک خلأ ایجاد می‌شود و هیچ‌چیز معنی ندارد، جز اینکه همین الان یک نخ روشن کنید. در این حالت، لازم است برای خودتان حق انتخاب ایجاد کنید.

الان بکشم، یا پنج دقیقه دیگر بکشم

الان بکشم، یا پنج دقیقه دیگر بکشم. الان بکشم، یا بعد از اینکه این وسیله را سر جایش گذاشتم و این تماس را گرفتم. این ساده‌ترین حالت مبارزه شما با وسوسه سیگار است: اجبار را به انتخاب تبدیل می‌کنید و سیگار را به تعویق می‌اندازید.

احساس توانایی بیشتری می‌کنید

هر نخ سیگاری که عقب می‌اندازید و با آن توانایی خودتان را تقویت می‌کنید، در ذهن شما ثبت می‌شود. بعد از آن، هر بار که می‌خواهید درباره‌ی سیگار تصمیم بگیرید، احساس توانایی بیشتری می‌کنید. این حس توانایی یک چیز صرفا ذهنی نیست و می‌توانید آن را بسنجید.

همین الان به خودتان بگویید دیگر سیگار نمی‌کشم و ببینید چه حسی دارید. بعد این راهکارها را سه روز تمرین کنید و دوباره همان جمله را بگویید. می‌بینید قدرتتان بیشتر شده است، مثل اسفناجی که ملوان زبل می‌خورد.

وسوسه یک گفت‌وگوست، وارد مذاکره نشو

با وسوسه سیگار وارد مذاکره نشو

وسوسه از درون تو می‌آید

وسوسه یک گفت‌وگوست. وقتی وارد گفتمان وسوسه می‌شوی، خیلی سخت است که از آن برنده بیرون بیایی.

چون وسوسه از درون تو می‌آید، از آن بخشی از روحیه‌ات که از آن خبر نداری و احتمال اینکه مغلوب وسوسه شوی خیلی زیاد است.

بعضی چیزها اصلاً قابل مذاکره نیست

تمام قدرت ما در شروع نکردن این گفت‌وگوست. یعنی اصلاً وارد این بحث نشوی که سیگار بکشی یا نه. بعضی چیزها اصلاً قابل مذاکره نیست.

اینکه بخواهی با توجیهاتی که هوش سیگار می‌آورد مقابله کنی خوب است و باید آن‌قدر استدلال بلد باشی که مغلوب دلیل‌هایش نشوی، اما همزمان از خودت بپرس چطور به جایی برسم که حتی وارد مذاکره با وسوسه هم نشوم. مگر می‌شود آدم سر حقوق اولیه‌اش هم مذاکره کند.

احساس وسوسه را به جمله تبدیل کن و فیلترزدایی کن

تبدیل احساس وسوسه به جمله و فیلترزدایی

برای کمرنگ کردن اثر وسوسه‌ها بهتر است احساس وسوسه را تبدیل به جمله‌ای غیر کلیشه‌ای و واضح کنی، بعد از آن جمله فیلترزدایی کنی.

مغلطه‌ی مرجع کاذب

مثلاً ذهنت می‌گوید وقتی مهران مدیری هم سیگار می‌کشد، تو هم مثل او ادامه بده و دلت به این چیزها خوش باشد، از او که معروف‌تر و مهم‌تر نیستی. برای فیلترزدایی از این جمله از خودت بپرس تخصص مهران مدیری در چیست.

پاسخ، طنز و کمدی است. در چه زمینه‌هایی می‌توانی او را الگو قرار بدهی.

پاسخ، طنازی و شوخ‌طبعی است. ذهن من قصد دارد از چه مغلطه‌ای استفاده کند.

پاسخ، مغلطه مرجع کاذب است، یعنی الگو قرار دادن یک فرد معتبر در زمینه‌ای که به او مربوط نمی‌شود. او ورزشکار حرفه‌ای یا متخصص ریه یا یک الگوی آرمانی برای سبک زندگی شخصی تو نیست، پس بی‌خیال.

هر بار وسوسه باید ضعیف‌تر شود

در نهایت کار تو محو کردن تدریجی وسوسه سیگار است. یادت باشد هر بار وسوسه باید ضعیف‌تر شود، چون مچ آن را گرفته‌ای و مغلطه‌هایش را هر بار از صافی استدلال و منطقت گذرانده‌ای.

محرک سیگار کشیدن، جدا از دلیل سیگار کشیدن

ذهنی که وسوسه‌ی سیگار کشیدن را به دو پاره تقسیم کند و حساب محرک سیگار کشیدن را از دلیل سیگار کشیدن جدا کند، به طور جدی و قطع به یقین به ترک سیگار دائمی بسیار نزدیک شده است.

انجماد ذهن در برابر وسوسه‌ی سیگار

انجماد ذهن در برابر وسوسه سیگار

وقتی وسوسه‌ی سیگار شما را تحت فشار قرار می‌دهد، انجماد ذهن اتفاق می‌افتد.

حالت انجمادگونه‌ی افکار و مغز

دقیقا شبیه خوراکی‌هایی که در فریزر می‌گذاریم و منجمد می‌شوند، وقتی نیکوتین آدم می‌افتد، یک نوع حالت انجمادگونه در افکار و مغز ما حاکم می‌شود.

همه‌چیز سرد و یخ‌بسته، بی‌روح و سخت سپری می‌شود، مخصوصا اگر اوایل ترک‌تان باشد و مقابل هوس سیگار خیلی ایستادگی کرده باشید.

انگار در و دیوار و اشیا و زمین و زمان و آدم‌ها و همه‌چیز سرد و بی‌روح و بی‌مزه می‌شوند و فقط سیگار می‌تواند در آن حالت انگیزه بدهد.

مغز روزبه‌روز فرسوده‌تر می‌شود

اگر این انجماد ذهن را با سیگار پاسخ بدهید، صرفا تا نخ بعدی آن را به تعویق انداخته‌اید. مغز روزبه‌روز فرسوده‌تر می‌شود و برای تجربه‌ی اندکی لطافت و انگیزه، دوباره سیگار را از شما طلب می‌کند.

مسئولیت انگیزه‌بخشی به لحظات‌تان

بهتر آن است که مسئولیت انگیزه‌بخشی به لحظات‌تان را از سیگار بگیرید. او مسئول لایقی برای این کار نیست.

بعضی آدم‌ها را ببینید، برای اینکه به آرامش و انگیزه‌ی کافی برسند، سراغ چیزهایی مثل یوگا می‌روند.

چرا ذهن شما دم این پرتگاه می‌رود؟

دم پرتگاه وسوسه سیگار نرو

چه کار کنم ذهنم من را لب پرتگاه نبرد

پیش از آنکه از خودتان بپرسید چه کار کنم وسوسه نشوم، از خودتان بپرسید اصلا چرا ذهن شما، شما را دم این پرتگاه می‌برد. چرا شما را در شرایطی می‌برد که بگوید ببین، الان بکشم یا نکشم؟ دور بندازم سیگارو، یا نه نگهش دارم، حیفه.

بنابراین، مهم‌تر از سؤال «چه کار کنم وسوسه نشوم» این است که بپرسید چه کار کنم ذهنم من را لب پرتگاه نبرد.

ده مرحله پیش‌تر، در فکرهایتان

از زمانی که این سؤال را از خودتان می‌پرسید، سلسله‌نشانه‌هایی را در ذهن خودتان ردیابی می‌کنید. ناگهان متوجه می‌شوید مرحله‌ای که به آن رسیده‌اید و می‌خواهید به‌زور نکشید، ده مرحله پیش‌تر باید جلو راهش را در فکرهایتان می‌گرفتید.

این نکته در ترک سیگار بسیار مهم است.

پنج سال است دم پرتگاه نمی‌روم

و من الان پنج سال است اصلا دم پرتگاه نمی‌روم. یعنی اصلا در شرایطی قرار نمی‌گیرم که بگویم، بروم یک نخ بخرم، بالاخره یک نخ بکشم یا نه.

این‌طور نیست که بگویم مقاومت می‌کنم.

در صحنه‌های مواجهه با سیگار، با خودهای دیروزتان مواجه می‌شوید

مواجهه با خودهای دیروز در صحنه‌های سیگار

پریروز با اتوبوس در مسیر تهران به کاشان می‌رفتم و کاری داشتم که باید برمی‌گشتم. بیشتر راننده‌های اتوبوس‌های بین‌شهری سیگار می‌کشند. راننده، طبق معمول بیشتر راننده‌های اتوبوس، سیگارش را درآورد و گوشه‌ی شیشه‌ی پنجره‌ی سمت خودش را باز کرد و سیگارش را روشن کرد.

به خاطر سرعت اتوبوس و مکش هوایی که به بیرون می‌رود، دود سیگار اصلا به داخل اتوبوس نمی‌پیچید و به بیرون می‌رفت. من همان را هم دوست نداشتم و کمی رویم را آن‌طرف کردم. این ماجرا به هر نحو گذشت.

ناگهان دیدم شاگرد راننده به راننده گفت پنجره‌ی آن‌طرف را ببندد، می‌خواهد پنجره‌ی این‌طرف را باز کند و خودش هم سیگار روشن کند. کنار من نشسته بود. هر کس برای زندگی بدون سیگار، قواعدی برای خودش دارد که همیشه رعایت می‌کند.

«دودش را خوردی، پس خودش را هم بکش»

یکی از قاعده‌های من همین است: «دودش را خوردی، پس خودش را هم بکش» و این نحوه‌ی استدلال سیگار در ذهن است. سیگار این‌گونه است که اگر بگویی دودش را خوردی، خب خودش را هم بکشی چه فرقی دارد. شاید این را ندانید، اما اگر سیگار را ترک کردید، همیشه یادتان باشد: دود سیگار را اصلا نخورید.

«من تازه ترک کرده‌ام»

به شاگرد راننده گفتم: من تازه ترک کرده‌ام. این هم یکی از قاعده‌های من است. پنجاه سال دیگر هم اگر مرا ببینید، می‌گویم تازه ترک کرده‌ام، چون وقتی می‌گویید تازه ترک کرده‌ام، بیشتر آدم‌ها حمایتگر می‌شوند و مراعات شما را بیشتر می‌کنند و هوایتان را دارند.

شاگرد راننده سیگارش را برد و دستش را دم پنجره گرفت و روشن کرد. دیدم واقعا نه بویش می‌آید و نه دودش، از این‌طرف هم دود به بیرون می‌رفت و هوای بیرون آن را می‌کشید.

بعد شاگرد راننده شروع به گفت‌وگو با من کرد و گفت اشتباه کردی این کار را کردی، یعنی اشتباه کردی که سیگار را ترک کردی. نگاهی کردم ببینم حرفش چیست. کمی لهجه‌ی کاشانی داشت و گفت: اشتباه کردی که کشیدی، بعدش اشتباه کردی که ترک کردی.

«اشتباه سوم را دیگر نباید تکرار کرد»

گفتم: خب، پس اشتباه سوم را دیگر نباید تکرار کرد، مگر نه؟ خنده‌اش گرفت. سیگار را که شروع کردنش اشتباه بود و ترک کردنش هم به قول او اشتباه بود، اما دوباره کشیدن یعنی همان اشتباه سوم.

همیشه در صحنه‌هایی که با سیگار مواجه می‌شوید، با وسوسه‌ی سیگار، در واقع با خودهای دیروزتان مواجه می‌شوید. از وقتی زندگی بدون سیگار را شروع می‌کنید، ناگهان نسخه‌های زیادی از خودتان می‌بینید. هم راننده و هم شاگرد، نسخه‌ای از خودم بودند، زمانی که سیگار را دوست داشتم، زمانی که دوست داشتم در ماشین سیگار بکشم.

باید بتوانید با تک‌تک این صحنه‌ها در مکان‌های مختلف تعامل کنید و این تمرین لازم دارد. زندگی بدون سیگار، با خیال راحت، به تعدادی معادله‌ی ثابت نیاز دارد. قاعده‌ی من این است و حواسم هست که علیه استدلال سیگار پیش بروم.

تکنیک تعویق نرم در صف ذهنی

تعویق نرم وسوسه سیگار با صف ذهنی

با درخواست سیگار دعوا نکنید

درخواست سیگار همین الان آمده است و در صف ذهن شما ایستاده و نوبتش را می‌خواهد. اشتباه اکثر آدم‌ها این است که می‌خواهند این درخواست را از صف بیرون بیندازند.

شما اگر یک نفر را بخواهید از صفی بیرون بیندازید، مثلا از صف نانوایی، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ داد و بیداد می‌کند، دعوا می‌شود، اعصابتان خورد می‌شود و تپش قلب می‌گیرید.

دقیقا همان اتفاق‌ها لحظه‌ای سرتان می‌آید که می‌خواهید سیگار را دور بیندازید. ما اصلا با این نوبت نیکوتین در صف کاری نداریم و دعوا هم نمی‌کنیم.

نوبت نیکوتین را به کار پشت سرش بدهید

تصور کنید در ذهن شما یک صف طولانی از انجام کارهاست. درخواست نیکوتین، یا آتش کردن نخ بعدی، نفر اول این صف است.

پشت سرش کارهای روزمره شما ایستاده‌اند، از یک لیوان آب ساده که میل می‌کنید تا چک کردن گوشی، یک تماس کاری یا خواندن کتاب.

به جای این که به نیکوتین بگویید نه و از صف برو بیرون، به کار پشت سرش بگویید از نیکوتین بخواهد بنا به مصلحت این لحظه نوبتش را به او بدهد. به نیکوتین این وعده را بدهید: تو در صف باش، فقط بگذار اول این لیوان آب را بخورم، بگذار این تماس کاری را بگیرم، بعد نوبت تو است.

آب را نوش جان کردید؟ می‌بینید که درخواست نیکوتین هنوز آنجاست. حالا باز به نفر بعدی صف بگویید بیاید جلو و خیلی محترمانه از نیکوتین بخواهد نوبتش را به او بدهد.

فقط همین یک کار را انجام بدهید. این را نشان ندهید که این صف طولانی است و روی این گیر نکنید، فقط یک پله دیگر و یک نوبت دیگر قرار است از او بگیرید.

آن قدر این کارهای کوچک را یکی‌یکی از پشت سر می‌آورید و جلوی وسوسه نیکوتین می‌گذارید که به خودتان می‌آیید و می‌بینید ۱۰ دقیقه، ۲۰ دقیقه، حتی دو ساعت گذشته است. در همین یکی دو ساعت، پنج شش نخ سیگار می‌کشیدید و الان هنوز یک نخ هم نکشیده‌اید.

چند کار روزمره انجام داده‌اید و نیکوتین را با یک تعویق نرم، نه تعویق خشک و نه بیرون انداختن از صف، عقب فرستاده‌اید، بدون این که دعوا راه بیندازد و بدون این که علامت شدیدی سراغتان بیاید. حتی صدای نیکوتین هم به مرور ضعیف می‌شود.

این تکنیک فقط یک مسکن لحظه‌ای است

اما خوب دقت کنید، این یک مسکن لحظه‌ای است. مثل این می‌ماند که یک کپسول آتش‌نشانی برای خاموش کردن یک آتش لحظه‌ای استفاده شود.

مقالات مرتبط

دیدگاه‌ها

در حال بارگذاری دیدگاه‌ها…

نظرت را بنویس

🎓

دوره‌ی پایه‌ی ترک سیگار تازه‌نفس

نقشه‌ی کامل مسیر ترک، قدم‌به‌قدم، از اولین تصمیم تا زندگی بدون سیگار، با جلسه‌های صوتی و مأموریت‌های عملی.

توضیحات دوره را ببینم