از بین بردن هوس سیگار + وسوسه و نسخ سیگار در 2 گام

از بین بردن هوس سیگار در قالب یک دیدگاه در ویدیوی بالا برای شما شرح داده شده! حامد سلیمی در ابتدا می پرسد: واقعا به سیگار کشیدن علاقه داری؟ هنوز برایت جذاب است؟

وقتی پاسخ به این سوال تحلیل شد، بعد سراغ از بین بردن هوس می رویم! چون شناخت بر تجویز مقدم است!

فهرست مطالب

چرا سیگار وسوسه دارد؟

هوس سیگار ، مخمخه ، وسوسه سیگار کشیدن یا همان نسخ سیگار ، دلیل مشخصی دارد: هماهنگ شدن نیکوتین با فعالیت سمپاتیک و پاراسمپتایک دستگاه عصبی خودمختار شما!

خیلی سخت شد؟

خلاصه خودمانی اش اینطور است:

آن وقت ها که سیگار می کشیدی، بدنت یاد گرفت که تنش و آرامش خودش را با نیکوتین هماهنگ کند. 

و به مرور که سیگار کشیدن را ادامه دادی، مقاومت شیمیایی مغزت در برابرش بالا رفت و دائم برای بازگشت به حالت اولیه، نیاز به سیگار کشیدن داشتی.

پس دلیل هوس سیگار، این نیاز است که در طول سالیان متمادی به آن دامن زده بودی.

وسوسه سیگار کشیدن چطوری است؟

وسوسه سیگار ظاهرا شبیه خالی شدن باک بنزین ماشین، یک کمبود اورژانسی به نظر میرسد

اما اگر یک ماشین بخواهد هر نیم ساعت یک بار بنزین بزند چه اتفاقی می افتد؟ اگر دائم هوس سیگار دارید این پست را بخوانید.

میل به سیگار:

گاهی از خودت می پرسی: می توانم هوس سیگار را از بین ببرم؟

اما سوال صحیح تر این شکلی است: چطوری زمینه ایجاد هوس سیگار را در خودم بشناسم؟ (راه درست از بین بردن هوس سیگار شناخت زمینه آن است)

یادت باشد همانطور که می شود خیاط و آشپز و نانوا و تاجر شد، در یک امر ذهنی مثل ترک سیگار هم می‌شود توانمند شد…

آیا هرگز این ریسک را می کنی که مثلا ناگهان با کل سرمایه زندکی ات وارد تجارت فرش، بورس، یا ارز دیجیتال بشوی؟

خب اگر چیزی ندانی سرت کلاه می‌رود. ضرر می کنی. قبول داری؟

پس اگر برای ترک سیگار هم دانا و آگاه نشوی و سواد مخصوص به خودش را پیدا نکنی،  وسوسه و هوس سیگار کشیدن سرت کلاه می گذارد…

در این مطلب با تازه نفس همراه باش تا درباره وسوسه سیگار و دو راهکار برای مقابله با آن صحبت کنیم.

 

وسوسه کشیدن سیگار شما ذهنی است یا جسمی؟

دو نوع وسوسه سیگار وجود دارد:

  1. وسوسه ای که جسم برای تحریک شما به سمت نخ بعدی سیگار ایجاد می کند و معمولا بعد از 4 روز از بین می رود.
  2. وسوسه ای که ذهن شما از میان تجارب احساسی و عاطفی با سیگار درست می کند و ممکن است تا آخر عمر همراه شما باشد!

 

در وسوسه جسمی پای کمبود نیکوتین در میان است:

از آنجایی که نیکوتین شبیه به گیرنده استیل کولین در مغز طراحی شده، مغز شما آن را به عنوان یک ماده روتین شناسایی می کند.

نبودش برای شما انگار “یک فقدان و کمبود اورژانسی” پدید می آورد.

غلبه بر وسوسه سیگار

برای حل این موضوع می توانی از راهکار بازیگری یا “باشه الان می کشم” برای بازی دادن مغز استفاده کنی.

در این جالت شما حرفی از نکشیدن سیگار نمیزنی و به آن نه نمی گویی تا فشاری روی ذهنت وارد نشود.

تنها کاری که برای وسوسه سیگار انجام میدهی وعده هایی دروغین هستند که به شدت و با جدیت بیان می شوند:

دائم با خودت بگو : من که میکشم!

وسوسه جسمی سیگار کشیدن بعد از 4 روز الی 1 هفته از بین می رود،

اما وسوسه ذهنی که در طرز فکر شما نفود کرده ممکن است تا آخر عمر همراهت باشد. بله! از بین رفتنی نیست.

این صوت را گوش بده:

نسخ سیگار را چطور از بین ببریم

نسخ سیگار را می توانی کمرنگ کنی. برای کمرنگ کردن اثر این نسخ سیگار شدن بهتر است نسخی سیگار را تبدیل به جمله کنی.

جمله ای غیر کلیشه ای! و سپس از آن جمله فیلترزدایی کنی.

ذهنم الان دارد می گوید: “وقتی مهران مدیری هم سیگار میکشد… خب تو هم مثل او! از او که معروفتر و مهمتر نیستی برای مردم!”

سپس برای فیلترزدایی از این جمله به این صورت عمل کنید:

هوس سیگار

فکر سیگار کشیدن

  • تخصص مهران مدیری در چیست؟
  • پاسخ: طنز و کمدی
  • من در چه زمینه هایی می توانم او را الگو قرار بدهم؟
  • پاسخ: طنازی و شوخ طبعی

 

هوس سیگار در ذهن

  • ذهن من قصد دارد از چه مغلطه ای استفاده کند؟
  • پاسخ: مغلطه ی مرجع کاذب! یعنی الگو قرار دادن یک فرد معتبر در زمینه ای که به او مربوط نمی شود!
  • (او ورزشکار حرفه ای یا متخصص ریه یا یک الگوی آرمانی برای سبک زندگی شخصی ام نیست، پس بی خیال!)

در مرحله اول هیچ اشکالی ندارد که با “نسخ سیگار کشیدن” مذاکره کنی. مذاکره ای منطقی:

“ببین من از خودم یک نسخه فوق العاده میخواهم تحویل پنج سال آینده ام بدهم که ترک سیگار اولین پیش شرط تبدیل شدنم به آن نسخه است…”

بنابراین ترک سیگار نه یک حرف تفننی ، بلکه یک خواسته جدی و اولویت اول این روزهای من است! نقطه سر خط!

با وسوسه سیگار فقط یکبار و خیلی شفاف مذاکره کن. بعد از آن هم از این خواسته کوتاه نیا.

دیگر اجازه نده هر بار گروهی از از تیم وسوسه سراغ سپرهای دفاعی ذهنت بیایند و…

با چک و چونه تو را به “همین یک نخ” ها… به “همین دفعه” ها .. به “اینبار فرق میکنه” ها قانع کنند!

 


انجماد ذهن!

خوب دقت کن، دقیقا شبیه به خوراکی هایی که در فریزر می گذاریم و منجمد می شوند،

وقتی نیکوتین آدم می افتد، یک نوع حالت انجماد گونه در افکار و مغز ما حاکم می شود.

 

نیکوتینم افتاد چه کنم؟

همه چیز سرد و یخ بسته، بی روح و سخت سپری می شود. مخصوصا اگر اوایل ترک سیگارت باشد و مقابل هوس سیگار خیلی ایستادگی کرده باشی.

انگار در و دیوار و اشیا و زمین و زمان و آدم ها و همه چیز سرد و بی روح و بی مزه می شود

و انگار فقط سیگار می تواند در آن حالت انگیزه بدهد!

تجربه نشان داده خوردن موز به خاطر اینکه سروتونین دارد خیلی در رفع این حالت شما کمک کننده است.

رفع هوس سیگار

اگر این انجماد ذهن را با سیگار پاسخ بدهی، صرفا تا نخ بعدی آن را به تعویق انداخته ای. مغز روز به روز فرسوده تر می شود

و برای تجربه اندکی لطافت و انگیزه، دوباره سیگار را از تو طلب می کند!

بهتر آن است که مسئولیت انگیزه بخشی به لحظاتت را از سیگار بگیری. او مسئول لایقی برای این کار نیست.

مخمخه سیگار

بعضی آدم ها را ببین، برای این که به آرامش و انگیزه کافی برسند، سراغ چیزهایی مثل یوگا می روند.

یا دوستانت در همین تازه نفس را ببین، در کامنتها مشارکت کرده اند.

 

راهکار رفع وسوسه

بعضی از آنها هم که از بقیه پیشتازترند، با دوره آموزشی ترک سیگار تازه نفس همراه شده اند

و ذهن شان را برای زندگی بدون سیگار، برای تجربه لطافت، برای مواجهه با انجماد ذهن و فشار وسوسه ها آموزش می دهند.

 

به هر حال ما آدمهای متمدنی هستیم که می توانیم وقتی سیگار ما را محاصره می کند، راه حل پیدا کنیم!

با هوس سیگار کشیدن چه کنم؟

سیگار: افسون مصنوعی

آقای دیوید کروگ در کتاب “سیگار: افسون مصنوعی” مبگوید 75 درصد افرادی که سیگار را ترک میکنند،

هنوز یک سال نشده دوباره شروع میکنند به سیگار کشیدن!

 

از بین بردن هوس سیگار

پس ترک سیگار در نهایت، یک روند مداوم است: محو کردن وسوسه تا جایی که تاثیر آن روی شما از بین برود!

 

یادتان باشد هر بار وسوسه باید ضعیفتر بشود.

چون شما مچ آن را گرفته اید و مغلطه هایش را هر بار از صافی استدلال و منطقتان گذرانده اید.

 

سیگار زیر باران و شاعرانگی ها!

راستی در مطلبی دیگر، کل روشهای ترک سیگار را نقد و آنالیز کرده ایم! اینجا ببین:

+روشهای ترک سیگار

هوس سیگار

یک کودک را تصور کن که همین الان لواشک می خواهد! همین الان ِ الان!

گریه میکند و پایش را به زمین می کوبد تا به خواسته اش برسد. چرا؟

 

تعویق هوس سیگار

چون او هنوز به تعریفی از به تعویق انداختن خواسته های آنی نرسیده. اصلا تعریف بالغ بودن یعنی همین:

که چقدر می توانی یک خواسته لحظه ای را کنترل کنی… آیا تو در مورد سیگار بالغ هستی؟ بیا در این مورد کمی با هم صحبت کنیم!

 

کاهش هوس سیگار

هر کداممان در جنبه هایی از زندگی کاملا بالغانه برخورد می کنیم اما ممکن است در جنبه ای دیگر هنوز رفتار پخته ای نداشته باشیم.

همه جا قوی ام اما در ترک سیگار شکست میخورم…

ما نمیخواهیم مثل یک بدنساز که فقط روی یک نوع تمرین خاص زوم می کند و بدنش شبیه به کاریکاتورها -تک بعدی رشد کرده- به نظر بیاییم!

 

مقابله با وسوسه سیگار

سیگار کشیدن برای تو، انگار تناسب اراده و توازن امیالت را به هم میریزد. اینطور نیست؟ “من تو خیلی زمینه ها موفقم اما این سیگار لعنتی…”. جمله ی آشناییست …نه؟

میدانی چطور میشود در برابر سیگار بالغانه رفتار کنی؟

 

مبارزه با وسوسه سیگار

سیگار در ذهن تو، یک تیم متخصص از باهوش ترین نفوذی ها را در اختیار دارد. حتما میپرسی یعنی چی؟

دقت کن، تو هر بار به سیگار اجازه میدهی که متخصصین خنثی سازی سپرهای دفاعی اش را، روانه ی خط مقاومت ذهنت کند!

 

تکنیک رفع وسوسه سیگار

در مرحله اول هیچ اشکالی ندارد که با “وسوسه سیگار کشیدن” مذاکره کنی.

 

برای وسوسه سیگار چه کار  کنیم

مذاکره ای منطقی: “ببین من از خودم یک نسخه فوق العاده میخواهم تحویل پنج سال آینده ام بدهم که ترک سیگار اولین پیش شرط تبدیل شدنم به آن نسخه است…”

بنابراین ترک سیگار نه یک حرف تفننی ، بلکه یک خواسته جدی و اولویت اول این روزهای من است!

نقطه سر خط! با وسوسه سیگار فقط یکبار و خیلی شفاف مذاکره کن. بعد از آن هم از این خواسته کوتاه نیا.

چگونه هوس سیگار نکنیم

دیگر اجازه نده هر بار گروهی از از تیم وسوسه سراغ سپرهای دفاعی ذهنت بیایند و با چک و چونه تو را به “همین یک نخ” ها… به “همین دفعه” ها .. به “اینبار فرق میکنه” ها قانع کنند!

من یک جمله طلایی دارم برای وقتهایی در زندگی که میخواهم کاری را انجام بدهم و تنبلی کردن وسوسه ام میکند:

“ببین من وارد گفت و گویی که هدفش چک و چونه زدنه نمیشم. بعضی چیزها غیر قابل مذاکره هستند. یعنی جدی تر از این حرف ها هستند… اوکی ؟…”

اسلحه که روی شقیقه ات نگذاشتند که با وسوسه یکی به دو کنی… خب؟

علائم نسخ سیگار

نسخ سیگار این شکلی است:

 

یک کودک را تصور کن که همین الان لواشک می خواهد! همین الان ِ الان! گریه میکند و پایش را به زمین می کوبد تا به خواسته اش برسد. چرا؟

چون او هنوز به تعریفی از به تعویق انداختن خواسته های آنی نرسیده.

 

اصلا تعریف بالغ بودن یعنی همین: که چقدر می توانی یک خواسته لحظه ای را کنترل کنی…

آیا تو در مورد سیگار بالغ هستی؟ بیا در این مورد کمی با هم صحبت کنیم!

 

هر کداممان در جنبه هایی از زندگی کاملا بالغانه برخورد می کنیم اما ممکن است در جنبه ای دیگر هنوز رفتار پخته ای نداشته باشیم.

واسه نظرات اینجا عضو میشم
باخبرم کن از...:
guest
19 نظرات
قدیمیترینا
جدیدترینا بیشترین رای گرفته ها
بازخوردهای داخل پست
مشاهده همه نظرات
Davidtact
Davidtact
19 فروردین 1399 6:06 ق.ظ

Thanks for the post!

ناشناس
ناشناس
11 اردیبهشت 1399 12:03 ق.ظ

به نظرم مفید نبود جمله ای که میگید ۷۵ درصد ادما یک سال نشده سیگار رو باز شروع میکنن این اصلا مفید نبود و روحیه افردادی که ترک کردن به شدت اثر منفی میذاره .. خیلی از مطالب رو نباید گفت ..

ناشناس
ناشناس
پاسخ به  ناشناس
22 تیر 1400 1:39 ق.ظ

میشه از همه حرفا خوب استفاده کرد دید ما مهمه من جرو اون ۲۵ درصدم

یاسمین
یاسمین
پاسخ به  ناشناس
15 مرداد 1400 3:50 ق.ظ

دقیقا منم اینو خوندم تا امید شدم🥺

قاسم خازاد
قاسم خازاد
1 خرداد 1400 2:41 ق.ظ

آقا من۴ماه سیگار نکشیدم نالان خیلی هوس سیگار کشیدن رادارم چکار کنم که سن ام تقریبا گذ شنبه لب به سیگار نزنم

ناشناس
ناشناس
2 مرداد 1400 5:06 ب.ظ

سلام، بابت این آگاهی از شما ممنونم
امروز اولین روزیه که سیگار نمیکشم حالمم خوبه ولی هی پرت میشم تو آینده که مثلا(اگه فردا بکشم چی) واین منو میرسونه و تا حدودی نا امیدم میکنه
و دیگر اینکه میشه ورزش رو جایگزین سیکار کرد؟؟
نظر شما چیه؟؟

محمد20
محمد20
29 شهریور 1400 12:11 ق.ظ

سلام… من 20 سالمه از 17 سالگی شروع ب سیگار کشیدن کردم بنا ب دلایل احمقانه و نوجوانی و خامی بعد دو سال ب مدت دوماه ترک کردم و بعد درگیر شدم و بعد چن ماه دوباره ترک کردم تا الان ک دقیقن نزدیک 6 ماهه و مدتیه وسواس شروع کردن ت من اوج گرفته و واقعن گیج شدم هرچند امروز از سایتتون بازدید داشتم و واقعن خیلی تحت تاثیر قرار گرفتم مخصوصن اون نظریه برف و بارون و خواب های سیگار که برام اتفاق افتاده بود و الان کمی تونستم مغزمو دوباره کنترل کنم ک به سمتش نرم.. در همین حدم واقعن میخوام ازتون تشکر کنم ک اهمیت میدین

هانی
هانی
12 آبان 1400 2:37 ب.ظ

سلام شب خوش، عاشق سیگار بودم از بچگی… چون فکر می کردم خانمهای جذاب و زیبا و مدرن سیگار می کشن … چون با کلاسه… بعدها وقتی بزرگ تر شدمچ انقدر خانواده برام قانون و مرز گذاشته بود… سیگار برام شد عصیان… سرکشی یواشکی از قوانین و مرزهای اجباری خانواده … وقتی سیگار می کشیدم به خودم ثابت می کردم آزادم … خانواده ام نمی تونن بهم زور بگن و کاری که به نظر اونها قبیحه رو دارم انجام میدم .. حس خوبی بود … راه فرار بود برام .. و نگاه کردن به دودش لذت بخش … اوایل فقط گاهی بود .. کم کم شد هر روز .. از یه نخ رسید به روزی ی پاکت … هیجانات مختلف .. اندوه شادی حتی وقتی به درک جدیدی از چیزی می رسیدم …وقتی موفق می شدم یا احساس شکست می کردم … شد همه چیزم … طوری که حتی ورزش ساده مثل پیاده روی هم تو این چند ماه گذشته برام سخت شد .. نفس کشیدنم با خس خس .. سرفه های مکرر… اضافه وزن .. تمایل به تنهایی و انزوا … درد قلب … صدام خراب شد …چندین بار اقدام به ترک کردم نشد که بدترم شد … انگار هرچی باهاش می جنگیدم سرسخت تر می شد … تا از خودم پرسیدم مگه این سیگار چی کار می کنه ؟دیدم نوعی تنفسه… شروع کردم به تنفس مثل تنفس سیگار … خب خیلی بهتر شدم کمتر شد سیگارم ولی ترک نشد … به زور حریفش نشدم … ذهنم از ترک سیگار می ترسید، به خودم گفتم به درک انقدر بکش تا خسته شی .. این سیگار مال تو هیچ کسم ازت نمی گیره …وقتی آزادش گذاشتم و تمرین تنفسی مثل به درون کشیدن دود سیگار و بیرون دادنش و انجام دادم بازم کمتر شد ولی ترک نشد … دیدم ی چیز کمه .. حرکت دست … با خوراکی شروع کردم هر جرعه آب یا دونه ی بادوام زمینی با ی تنفس .. همزمان هربار که خواستم بکشم از خودم پرسیدم چرا ؟چرا الان میخوای سیگار بکشی؟مانع نشدم فقط پرسیدم چه حسی داری که میخوای سیگار بکشی ؟چیزی هست که میخوای ازش فرار کنی یا چیزی که ازش بترسی؟ یا ازش عصبانی باشی؟ یا چیزی که بخوای لجبازی کنی ؟ مداد و کاغذ و سیگار و گذاشتم کنارم اول نوشتم وقتی سبک شدم و حسم و درک کردم تمایلم به سیگار از بین می رفت … اوایل لجبازی می کردم ی سیگار روشن می کردم ولی به جای اینکه از دست خودم عصبانی بشم خودم و آزاد می ذاشتم …با خودم مهربون تر رفتار می کردم … سیگار به نصف نرسیده خاموشش میکردم و پامی شدم به سرگرم کردن خودم ….الان تقریبا یک هفته است که نکشیدم … تجربه ی من از سیگار ،و ریشه ی سیگار کشیدن اینه به اندازه کافی خودمون و دوست نداریم … فرار از هر اتفاق و واقعیتی… آخرین جملاتی که به خودم گفتم این بود .. باشه عزیزم مثلا فلان شخص تو رو اذیت کرده … خودت هم می خوای خودت و آزار بدی ؟ ترک سیگار پروسه ی دردناکی بود برای من … وقتی می کشیدم عصبانی بودم از دست خودم که چرا وابسته ام به این سیگاری که حتی نفس ورزش کردن برام نمی ذاره … وقتی نمی کشیدم عصبانی بودم از دست خودم که چرا تنها تفریحم و تنها راه فرارم و تنها دوستم و کنار گذاشتم… نمی دونم تنها روشی که برای من جواب داد همین کاهایی بود که گفتم پذیرش احساساتم هیجاناتم، سوال کردن از خودم ، مهربون بودن با خودم .. سیگار بیشتر از اینکه ی عادت فیزیکی باشه ، ی عادت روانی و ذهنیه…امیدوارم تجربه ام برای بقیه هم مفید باشه ممنونم از حرفای خوبتون پایدار باشین

پویا
پویا
12 آبان 1400 8:08 ب.ظ

سلام از ۱۷سالگی سیگار میکشم الان ۲۷ سالمه امروز روز اول ترکمه واقعآ خیلی سخته برام اصلا نمیدونم چکار باید بکنم ممنون میشم اگه راهنمایی کنید

آریو
آریو
12 آبان 1400 9:53 ب.ظ

یکی از بهترین سایتهای ترک سیگار هستید مطالبتون عالی بود مرسی

3.4 10 آرا
امتیاز این پست