تازه نفس

آموزش ترک سیگار ، مقالات و فیلم‌های آموزشی

آرامش سیگار چگونه به دست می‌آید؟

شاید هر کدام از ما شبی را در افکارمان غرق شده باشیم و این سوال را از خودمان پرسیده باشیم: چرا سیگار ارامش میدهد؟

بیایید کمی بیشتر در مورد آرامش بدانیم.

آرامش شاید یک سفر دریایی باشد، وقتی در ساحل قدم می‌زنید و وسعت موج‌ها شما را به وجد می‌آورد و بی‌اختیار می‌خندید!

آرامش شاید حس شیرین پیشرفت کارها و مسئولیت‌های زندگی باشد، وقتی شب روی تخت خواب‌تان دراز می‌کشید و با لبخندی ملایم سرشار از امیدواری هستید. اما…

جنس آرامش سیگار

در همین حوالی نوعی از آرامش هم وجود دارد که نمی‌شود آن را کتمان کرد: آرامش موجود در یک نخ سیگار، وقتی در تراس آپارتمان‌تان ایستاده‌اید و شهر را نگاه می‌کنید.

شاید همزمان موسیقی مورد علاقه خود را نیز دارید گوش می‌دهید.

بحث این یادداشت درباره انکار این آرامش با سیگار نیست.

به عنوان فردی که سال‌ها عاشق وینستون و مارلبرو بوده‌ام، درک می‌کنم که چرا سیگار با آرامش گره خورده است.

فهم ما از آرامش چیست؟

ما با آرامشِ آغوش مادر به دنیا آمده‌ایم. با آرامش اسباب‌بازی‌ها خو کردیم و بعد کم کم دل را به آرامش معشوقی که دوستش داریم سپردیم.

آرامش مثل یک نسیم خنک می‌ماند، ما را نرم و نازک در آغوش می‌گیرد. هرگاه آرامش داشته‌ایم از خودمان و همه چیز راضی بوده‌ایم.

نکته قابل توجه این است که ما همیشه آرامش را در چیزهای خیلی ملموس دیده‌ایم:

مثلا همان اسباب‌بازی‌ها که سال‌ها در دستان ما بودند.

ما لمس می‌کنیم تا بهتر درک کنیم. بهتر ببینیم. بهتر مالک باشیم.

تا بتوانیم آن چیزی که مال ماست را صدا بزنیم. ما همیشه برای آرامش‌مان یک اسم انتخاب کرده‌ایم.

آرامش تا جایی که می‌شده همیشه با یک شیء یا یک ماده گره خورده است.

خوب که فکر کنیم، آرامش همیشه چیزی بوده که قابل لمس بوده است.

آیا این قابل لمس بودن ممکن است ما را دچار خطا در فهم آرامش بکند؟ پاسخ بله است.

آرامش ملموس ، آرامش ناملموس

وقتی آرامش از آغوش مادر به اسباب بازی‌ها و از وسایل‌مان به دستان ظریف همسر ما منتقل می‌شد، ما به این نتیجه می‌رسیدیم که لزوما همیشه آرامش در اشیاء یا ماده‌های لمس شدنی وجود دارند.

هیچ‌‎وقت شده فکر کنید که آرامش می‌تواند وجود داشته باشد، بدون این‌که حتی بشود لمسش کرد؟

آرامش یعنی پذیرش یک روند و یا جریان درونی که به آن اطمینان داریم. آرامش یک احساسات است.

اشیاء یا آدم‌ها رسانای آرامش نیستند، آن‌ها فقط باعث شده‌اند که ما احساس آرامش را در خودمان پیدا کنیم.

دقت کنید: درخودمان. آرامش در وجود خودمان است. آرامش در این نیست که شخص دیگری من را بپذیرد.

آرامش در این نیست که شیء خاصی در دست من باشد.

حضور سیگار میان انگشتان، یعنی عدم اطمینان به آرامش درونی.

یعنی این‌که ما هنوز به یک شاهد برای باور کردن آرامش احتیاج داریم.

دست پاچه می‌شویم وقتی که پاکت سیگار خالی می‌شود. می‌گوییم تمرکز نداریم، اعصاب نداریم. بی‌قراریم. آرامش‌مان در نبود سیگار گمشده است.

باید تجربه‌های قبلی‌مان را بررسی کنیم. ما همیشه آرامش را به جای حس کردن، بیشتر صدا زده‌ایم و لمس کرده‌ایم!

چطور بدون سیگار آرامش پیدا کنیم؟

حالا که ساختار آرامش سیگار را متوجه شدیم، بیایید تا یک‌بار هم که شده، برای آرامش هیچ اسمی نگذاریم.

نه استامینوفن، نه سیگار، نه دود و نه هیچ مسکن دیگری.

آرامش اسم ندارد. بی‌نام است. آرامش فقط یک احساس است.

بیایید دنبال آرامش نگردیم. آرامش فقط پذیرفتن است. پذیرفتن این‌که ما در روند درستی قرار داریم.

این‌که همه چیز در حال بهتر شدن است حتی اگر ظاهر ماجراها این را نشان نمی‌دهد.

وقتی درک ما از آرامش، لزوما لمس یک شیء باشد، مثل فردی هستیم که نمی‌تواند با چشمانش جملات روی کاغذ را ببیند.

کسی که برای درک جمله‌ها به خط بریل احتیاج دارد. خطی که با لمس انگشت خوانده می‌شود.

سیگار خط بریل آدم‌هایی‌ست که چشمان‌شان سواد فهم آرامش را ندارد!

اگر به اطلاعات بیشتری در این زمینه نیاز دارید به این منبع مراجعه کنید.

[حامد سلیمی]

حامد سلیمی هستم و تازه‌نفس برای زندگی بدون سیگار با شماست. تازه نفس در شهریور ماه 1395 افتتاح شد. ما می‌خواهیم از ترک سیگار تا درک جدیدی از مدیریت عادات خودمان با آرامش حرکت کنیم.

مقالات مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

2 دیدگاه

  • papillon گفت:

    خوب ، شما از ارامش و قدم زدن کنار دریا میگین کدوم دریا؟کدوم ساحل؟کاری به اینکه چه بلایی سرش اومده ندارم ولی چه بلایی سرما اوردن که با کتاب خوندن هم اروم نمیشیم . حتی پول سفر کنار دریارو نداریم و یا اینکه بهتره بگین خرید دونخ ارامش که میشه ۱۰۰۰ تومن که خیلی کمتره .یه سر بزنین به یه لوازم التحریر ببینین برای ثبت نام چقدر از یه پدر و مادر پول میخوان تا کتابای درسی دولتی بگیره برای بچش و خرید دونخ راحت تر از اینه که بشینیم به بلایی که سرمون میاد نگاه کنیم و بگیم وای بالشم … واااای عزیزم تو گرسنه هستی ؟لباس نداری؟روحیت داغونه ؟ خوب عوضش منو داری …یکم خنده داره ولی باید منتظر اشیا باشی که پرواز میکنن سمتت یا اینکه یه شست بهمون نشون بدن.ممنون میشم اگر یکم از واقعیت ها بگین نه همش مردم و تو فکر اینکه فکر کنن الان مثبت شدن . انرژی مثبت امید به زندگی و حتی یک لیوان چای نیاز به درک درست واقعیت داره .درسته چیزی مینویسین که خونده بشین ولی بدونین شما داریم به هزاران نفر راه نشون میدیم و نسبت به اون مسئول هستین در هر صورت ممنون از زحماتت.بنده از جنبش ضد سیگار حمایت میکنم

    • حامد سلیمی گفت:

      تشکر از همراهی شما. امید و تفکر مثبت یک چیز تفننی نیست که از سر شکم سیری داشته باشیم. امید و تفکر مثبت ، رابط بین امکانات ما هستند . حتی اگر اون امکانات خیلی کم باشن باید بتونیم با اتصالشون به هم، چیزی رو خلق کنیم. هر چیزی: احساس جدید، وضعیت جدید ، شرایط جدید. بنابراین امید و تفکر مثبت از ضروریات هستند.

      و اما در مورد خرید سیگار :

      وقتی واکنشی نسبت به شرایط فعلی نشان میدی، (مثلا واکنش سیگار کشیدن در برابر یک فشار روحی) مسیر عصبی مطابق با همان واکنش در ذهن شما شکل می‌گیره.
      یعنی دفعه بعدی اگر همان فشار روحی پیش میاد، همان واکنش قبلی هم برای ذهن شما آسان‌تره!
      و جالبه که کم کم دفعات بعدی اون راه تبدیل میشه به تنها راه موجود!
      تا این‌که در نهایت بعد از چند وقت پاسخی به جز سیگار به چالشهای زندگی نخواهی داشت!
      دقیقا شبیه به نقشی که آقای پیمان معادی در فیلم ابد و یک روز داشت: هر اتفاق می‌افتاد سیگار بهمنش را بیرون می آورد. چون پاسخ دیگری به اتفاقات نداشت.
      این مرگ خلاقیت در زندگی است…

      در خدمت شما هستیم.